ژاپن؛ فاتح جام پانزدهم ملتهاي آسياجام قهرماني در «آسيا» باقي ماند و ژاپن با كسب چهارمين قهرماني اش ظرف شش دوره اخير، زين پس به تنهايي عنوان پرافتخار ترين تيم آسيا را يدك ميكشد.
و اما تيم منتخب جام از لنز نگارنده:
دروازه بان: مارك شوارتزر(استراليا)
مدافعين: ناگاتومو(ژاپن) - ساشا اوگنه نوفسكي و لوكاس نيل(استراليا) - چا دو ري(كره جنوبي)
هافبك ها: هاسه به(ژاپن) - جديناك(استراليا) - پارك جي سونگ و دونگ ون ژي(كره جنوبي) - شينجي اوكازاكي(ژاپن)
مهاجم: هري كيول(استراليا)
سرمربي: آلبرتو زاكه روني(ژاپن)
----------------------------------------------------------------------------------------------
قدم پاياني: ايران 0-1 كره جنوبي
ترسوها به بهشت نميروند!
1- هيچكدام از بردهاي مرحله گروهي باد به غبغبم نيانداخت اما ... مشاهده حرفهاي ديروز هومن افاضلي در جام جم و اينكه گفت: " قطبي بعد از آنكه از سفر افريقاي جنوبي برگشت(سفري كه در رفتنش شك داريم) از تمام تيمهاي حاضر در جام جهاني گزارشي تهيه كرده بود كه ما در كميته فني هيچكدامشان را نپسنديديم جز گزارش مربوط به كره جنوبي و من مطمئنم كه او هيچ تيمي را به اندازه كره نميشناسد! " و از طرفي مصاحبه هاي اميدبخش خود قطبي كه حتي پا را فراتر از كره گذاشته بود و قول قهرماني ميداد، كم كم داشت متقاعدم ميكرد كه ازپس چشم بادامي ها برمياييم. درواقع همه دل به وعده هاي پوچ و واهي يك نفر بسته بوديم و يادمان رفته بود كه اين آقا يكبار در مقدماتي جام جهاني ميزان شناخت از كف دستش را نشان مان داده بود!
2- همانطور كه فكر ميكردم بازي را با همان 3 هافبك دفاعي آشنا آغاز كرديم تا فوتبال بازي نكنيم بلكه فوتبال كره ايها را خراب كنيم! حتي هنر مبعلي در كاشته ها هم امپراطور ما را ذره اي وسوسه نكرد تا قيد بازي محتاطانه مورد علاقه اش را بزند چون افشين خان اساسا" به فكر گلزني نبود. استفاده از بازيكن مصرف كننده اي چون انصاريفر در خط حمله، آنهم در شرايطي كه با 8 نفر دفاع ميكنيم و كسي نيست كه برايش موقعيت سازي كند، تصميم اشتباهي بود. اگر از غلامي استفاده ميشد لااقل با بازي درگيرانه اش اجازه بازيسازي به مدافعين حريف را نميداد و حتي شايد وادار به اشتباهشان ميكرد. تعويض نصرتي با حيدري در بين نيمه هم بيانگر اذعان سرمربي به اشتباهش در ارنج اوليه است.
3- براستي اگر معتقديم تيم 2007 در مقابل كره بازي جسورانه اي از خود به نمايش نگذاشت، پس براي نمايش امروز ملي پوشان بايد از چه واژه اي استفاده كرد؟! در وصف نمايش احتياط آميز شاگردان قطبي همين بس كه در دقيقه 1+90 به اولين كرنر مان در طول بازي رسيديم و در دقيقه 55 اولين فرصت خودنمايي در نزديكي دروازه كره به حاج صفي دست داد تا با پرتاب اوتش مستفيض مان كند!
جالبتر اينكه؛ آنچه تاكنون باعث سربلندي حاميان قطبي شده بود، در لحظه حذف شباهت بسياري به مدل 2007اش پيدا كرد و آن آمار گلهاي زده و خورده بود! تيم 2007، 6 گل زد و 3 تا خورد و اين تيم همون تعداد گل زد و تنها يك گل كمتر خورد. تازه اون تيم هنوز سرش بالاست كه در جريان بازي مغلوب كره نشده. اي كاش ميتوانستيم قطبي را هم مثل قلعه نوعي در رسانه ملي جلوي دو معلم اخلاق بنشانيم، از ادبياتش تعريف كنيم و از اقداماتش نقد. ازش بپرسيم اگر از كره شناخت نداشتي چه بلايي سرمان ميامد؟! بگو. انصافا" ميخواهيم بدانيم!
4- داستان جالبي هم با اين به اصطلاح كارشناسان و گزارشگران تلويزيوني داريم. تا بازي قبل كه ميبرديم هيچكس به « پا در هوا» بودن تيم اشاره اي نميكرد اما حالا كه با ارائه بازي اي مشابه، باختيم به يكباره از خياباني گرفته تا پيرواني و انصاريفرد طي تغيير جهتي ناگهاني، شمشير را از رو ميكشند! لابد اگر بهشان معترض شويم ميگويند آنموقع وقت حمايت بود و الان وقت انتقاد! يعني 10 روز مردم را فريب ميدهيم تا ظرف نيم ساعت حقايق را بازگو كنيم!
چهارسال بعد كنار هم مينشينيم و از بغض 39 ساله مان سخن ميگوييم.


----------------------------------------------------------------------------------------------
قدم سوم: ايران 3-0 امارات
تبريك بابت سومين برد متوالي؛ اين چهارمين بار است كه با حداكثر امتيازات راهي مرحله حذفي ميشويم و جالب تر اينكه در هر سه مرتبه قبلي قهرمان جام شده ايم!
1- مطابق گمانه زني ها تيم با 80% نفرات ذخيره اش وارد زمين شد و نكته جالب قرار گرفتن گردان بجاي ميرزاپور در چارچوب دروازه بود. بازي نيمه اول مون در راستاي همان دو بازي پيشين پيش رفت. يك بازي بي نظم و در اكثر دقايق تدافعي كه به تيم مقابل فرصت خودنمايي ميداد. اماراتي ها هم از اين شرايط و دستپاچگي گردان نهايت استفاده را بردند و چند خطر جدي را ايجاد كردند كه در يكي از صحنه ها چيزي نمانده بود مضحك ترين گل جام را بخوريم! در همان نيمه اول و در لابه لاي اونهمه بازيكن ضعيف يا نهايتا" خنثي، جواهري بشدت ميدرخشيد و آن كسي نبود جز آرش افشين. استعداد ناب و در عصر حاضر، نامتعارفي كه در اولين بازي ملي اش در چنين عرصه اي با تكيه بر تكنيك مثال زدني و اعتماد به نفس بالايش بي هول و واهمه به قلب دفاع حريف ميزد و يك تنه خلق موقعيت ميكرد. به شخصه او را بازيكني مستعد تر از انصاريفر ميدانم بشرطي كه نصف مانور و تبليغاتي كه روي كريم انجام ميشود، روي او هم انجام شود. استيل و نحوه دويدنش شباهت بسياري به كريس رونالدو دارد، هردو روي « پنجه پا» ميدوند كه اين امر به سرعت بخشي شان كمك ميكند.
اما در نيمه دوم تيم متفاوتي ديديم. يك تيم شاداب و با طراوت كه هم حملاتش كثير الانتشار بود و هم كيفيت پاس ها و كار تيمي اش به ناگهان بالا رفته بود! در نيمه دوم بود كه متوجه شديم حدادي فر در نوع خود چه هافبك بي نظيري ست، در نيمه دوم بود كه خسرو راه افتاد و همون بازيكن خستگي ناپذيري شد كه بي وقفه در رفت و آمد است و پاسهاي نهايي اش با دقت خاصي ارسال ميشود و در نيمه دوم بود كه غلامرضا رضايي با حركات ويران كننده اش هركاري خواست با دفاع مستاصل امارات كرد.

2- باز در يك چهارم نهايي به رفيق گرمابه و گلستان مون رسيديم ... كره جنوبي.
كره اي كه در وصف سرحال بودنش همين بس كه مردم خودمون در نظرسنجي چند روز پيش ترجيح دادند با استراليا برخورد كنيم تا به آنها. كره اي كه پارك جي سونگ را در اوج آمادگي و در زماني كه به عنوان بهترين بازيكن ماه دسامبر منچستر معرفي شده بود در اختيار گرفت. كره اي كه در فاز هجوم متنوع ترين روش ها را براي باز كردن دروازه حريف به كار ميگيرد. كره اي كه باور نميكنيم در مقابل هند به آب و آتش زده باشد تا از دست ايران بگريزد و بنظر ميرسد آنها به شناختشان از ايران و افكار قطبي بيشتر اعتماد دارند تا ما به شناخت امپراطور از كف دستش!
فراموش نكنيم اگر 3 ماه پيش در خود سئول كره را شكست داديم، تازه دومين حضور سرمربي كره بر روي نيمكت اين تيم بود و او در ابتداي مرحله ساخت تيمش قرار داشت اما الان به مراتب قدرتمندتر از آن روز اند.
اين مرحله از يك جهت ديگر هم حائز اهميت است و آن، اينكه تفكيك موفقيت از ناكامي براي فوتبال ما در اين مرحله صورت ميگيرد. يعني حتي خوشبين ترين طرفداران هم فكر نميكنند ما با اين بضاعت توانايي قهرماني داشته باشيم، پس اگر از اين بازي گذر كنيم و به نيمه نهايي برسيم عملكرد تيم مثبت ارزيابي ميشود و اگر مثل دوره قبل حذف شويم، فاجعه تلقي ميشود.
استراتژي مون هم مشخصه، صبر ميكنيم و منتظر اشتباه حريف ميمانيم. مطمئنا" در مقابل كره نمايشي دريادلانه همچون نيمه دوم بازي با امارات نخواهيم داشت، منطقي هم نيست. به تبعيت از فلسفه فوتبال در ايتاليا، توپ را به كره اي ها ميديم و خودمان فضا را ميگيريم. سعي ميكنيم با تجمع در نيمه زمين خودي حتي الامكان كار را به جنگهاي فيزيكي و تن به تن بكشانيم و آنجاست كه برتري ما رقم ميخورد، با تصاحب توپ هم از خلق موقعيتهاي متعدد بر روي دروازه مون جلوگيري ميكنيم و هم فكر ضدحمله را در سر ميپرورانيم.
آفت چنين حربه اي دريافت يك گل زودهنگام است كه ميتواند تمام طراحي هاي يك مربي را به هم بريزد.

---------------------------------------------------------------------------------------------------
قدم دوم: ايران 1-0 كره شمالي
تبريك بابت دومين پيروزي
1- روند بازي تفاوت چنداني با بازي مقابل عراق نداشت. داريم از بازيهايي كه كاملا" پاياپاي پيش ميروند 3 امتياز ميگيريم، كه اين ميتواند به زعم عده اي گواه حرفه اي گري و تيزهوشي ما باشد و به زعم عده اي ديگر نشان دهنده اقبال بلند ما. بازيهايي كه در آن تيم مقابل به اندازه ما موقعيت گل ايجاد ميكند، حتي چندان تحت فشار هم قرار نميگيرد اما در نهايت ميبازد. با مشاهده دو بازي اول تيم ملي ميتوانيم به يك پيش بيني منطقي و واقع گرايانه برسيم و آن، اين است كه: با اين سبك و سياق احتمالا" اين پيروزي ها پايدار نخواهند بود.
نميدانم ولي شايد در مرحله حذفي ديگر ايمان مبعلي نتواند با كاشته اش توازن بازي را به هم بزند يا شايد ديگر نتوانيم با اوت دستي و استفاده از غافلگيري حريف، پايه گذار گل مون باشيم يا شايد بازيكناني چون پارك جي سونگ، تيم كيهيل يا هري كيول برخلاف مهاجم كره شمالي بجاي تير دروازه، تور دروازه را دريابند.
بهرحال؛ به شخصه فكر ميكنم براي اميدوار بودن و روياپردازي كردن بايد رگه هايي از روشنايي ديد. بايد پشت پيروزي هامون استدلال هاي محكم تري داشته باشيم. اين بردها بيش از حد شكننده اند و هر آن امكان بر باد رفتن شان وجود دارد ... شايد مقابل امارات.
در بازي ديروز حتي از بازي مقابل عراق هم ضعيفتر بوديم. ديگر خبري از كري خواني ناشيانه مربي حريف نبود تا ما را تهييج كند، مضاف بر اينكه كماكان تاكتيك «بي تاكتيكي» هم حرف اول را در تيم ميزند و هم حرف آخر را. كماكان با رنج و مشقت فراوان، حمله ميكنيم و كماكان به ندرت خلق موقعيت!
قبول كنيم كه تا كنون همه چيز مطابق انتظارات پيش رفته و اين دو برد خفيف هيچ نشانه اي از يك پيشرفت حتي ناپايدار هم در فوتبال ما به همراه نداشته بلكه تنها از وقوع يك فاجعه كم نظير جلوگيري كرده. فعلا" بهانه اي براي پايكوبي در دستمان نيست.
2- تا پايان روز دوم مسابقات؛ كره جنوبي را بهترين تيم مسابقات ديده ام. تيمي كه با برنامه و هدف گذاري صحيح آمده است تا به حسرت 51 ساله اش پايان دهد. آمده اند تا به قول متولي فوتبال شان ثابت كنند اگر تجديد ميثاق شان با قهرماني اينقدر به تعويق افتاده بخاطر جدي نگرفتن اين جام و آينده نگري براي جام جهاني بوده نه عدم توانايي شان. حتي غيبت پارك چو يونگ هم خللي در قدرت و بازي تركيبي چشم نواز آنها وارد نكرده.
ازبكستان هم تيم جالبي بوده. تيمي كه تقريبا" هميشه خوب بوده و هيچوقت به حقش نرسيده. آنها تا پيش از پيوستن استراليا به آسيا، اروپايي ترين فوتبال ممكن را به نمايش ميگذاشتند و البته هنوز هم تو اين قضيه سرآمدند. اسكلت اصلي تيمشان حتي از استراليا هم مسن تر است. ماكسيم شاتسكيخ، آلكساندر گينريخ و سرور جباروف هنوز هم جزء نفرات تاثيرگزار اين تيم اند اما به يمن بازي تيمي خيره كننده و البته قرعه مساعدي كه احتمالا" بعد از حذف عربستان نصيبشان خواهد شد، ميتوانند در نيمه نهايي حاضر باشند.

-----------------------------------------------------------------------------------------------
قدم اول: ايران 2 -1 عراق
ابتدا تبريك ويژه و بي انتهايي دارم خدمت يكان يكان شما عزيزان.
1- از بعد جنگ تحميلي بازي مون با عراق هيچگاه يك مصاف صرفا" ورزشي نبوده. خشم و كينه وافري در چشمان تك تك بازيكنان موج ميزند.غليان احساسات همواره فضاي اين بازي را تحت تاثير قرار داده و حتي سياستهاي حمايتي دولت و دست ياري اي كه بعد از حمله امريكا به طرف مردم عراق دراز كرد هم چندان به مذاق مردم ما خوش نيومد و ريشه اين انزجار را نخشكاند. حق هم با مردم است. با جماعتي كه هشت سال بي وقفه جوانان دسته گل مون را پرپر كردند و به زنان و كودكان مون هم رحم نكردند چطور كنار بياييم؟! اينهمه روده درازي براي اين بود كه بگوييم پيروزي مقابل دشمن هميشه حلاوت ديگري داشته و فوتبال ملي براي آشتي دوباره با مردم به اين بردهاي غرور انگيز بيشتر احتياج دارد.
2- اولين چيزي كه در شروع بازي خوشحالمون كرد آرايش جديد آقاي امپراطور بود. بعد از مدتها ميتونستيم ادعا كنيم سيستم مون 1-3-2-4 هست. آن چيزي كه قطبي تا كنون جلو رويمان ميگذاشت و اصرار ميكرد تا باور كنيم 1-3-2-4 است در حقيقت 1-2-3-4 بود. دفاعي ترين سيستم يك تيم فوتبال در روي كره خاكي و حتي چند متر آنطرف تر! حضور مبعلي بجاي پژمان نوري كه اكثرا" فيكس بازي ميكرد هم از اين جهت تصميم درستي بود و هم از آن جهت كه بالاخره ما تيمي داريم كه به لطف زحمات بي شائبه افشين خان تاكتيك چنداني ندارد و روي نيمكت قرار دادن فردي چون مبعلي به منزله مسدود كردن اصلي ترين راه گلزني ست. اتفاقا" اگر قطبي هم در تفكراتش واقعا" به اين نتيجه گيري ساده رسيده باشد بسيار خوب است. چه اشكالي دارد مربي به ضعفهاي تيمش واقف باشد و براي پوشش آن دست به يكسري اعمال «زودبازده» بزند؟ منتها ترس ما از اين است كه قطبي هنوز هم به كار گروهي ضعيف تيمش اذعان نداشته باشد كه اين ميتواند در ادامه مسير او را به طرف اتخاذ تصميمات اشتباه، سوق دهد!

3- بازي با برتري اعراب آغاز شد و دروازه ما خيلي زود فروريخت. مجيد جلالي ابتداي هفته در «90*90» كه حالا ديگر خياباني را به عنوان مجري ندارد، حاضر شد و با مشاهده يكي از گلهاي دريافتي ما در تورنمنتهاي پيشين گفت: « طبق تحقيقي كه انجام داديم به اين نتيجه رسيديم كه بخش قابل توجهي از گلهايي كه تيم ملي در مسابقات مختلف دريافت كرده از طريق سانترهاي مورب تيمهاي مقابل به تير دو و ضربات سري ست كه مهاجم حريف در نقطه كور خط دفاعي به سمت چارچوب ميزند ... چون ما اغلب مدافعين كناري سرزني نداريم و همواره در طول تاريخ از اين بابت ضربه خورده ايم.»
روي همين عادت غلط گل خورديم. در صحنه گل مشخص نبود حاج صفي كجاست؟! پستش را به حال خود رها كرده بود! رحمتي هم بايد بالاخره روزي دست از ترديد در خروج از دروازه بردارد. دروازه بان يا بايد در چارچوب بماند يا اگر بيرون آمد نبايد به فكر بازگشت به دروازه بيافتد. سيد از دوران جواني اش اين مشكل را داشت!
4- در نيمه اول احاطه كاملي بر توپ و ميدان داشتيم اما اين مساله دال بر بازي تاكتيكي و كار گروهي بي نقص ما نبود. لذا صرف نظر از صحنه گل تنها دوبار روي كاشته هاي ايمان به موقعيت گلزني رسيديم. موقعيتهاي گلزني عراق هم بيشتر بود و هم بهتر ... تا اينكه به سكانس گل رسيديم. پايه گذار گل محمد نصرتي بود. زماني كه با يك ضربه سر شجاعانه از ضدحمله حريف جلوگيري كرد و فشار را روي دروازه اعراب حفظ. بعد توپ به آندو رسيد و او پاسي داد كه احتمالا" خودش با ديدنش از صفحه اسكوربرد كلي متعجب شده! يك پاس ژاوي وار از بازيكني كه معمولا" در زمينه بازيسازي توانا نيست و بخاطر پستش شايد انتظار پاس گل هم از او انتظار نابجايي باشد و در انتها ضربه رضايي با نهايت اعتماد به نفس نواخته شد.
5- در نيمه دوم بازي به تعادل بيشتري رسيد. عراقي ها هم جلو آمدند و در برخي دقايق ميدان داري كردند. در نيمه دوم هم 3 موقعيت خوب گلزني داشتيم كه هرسه روي ضربات ايستگاهي پديد آمد. ضربه ايمان كه بر تور دروازه بوسه زد و بعد از خروج او، كرنر خلعتبري كه نزديك بود مستقيما" وارد دروازه شود و در آخر ضربه سر خطرناك عقيلي كه روي كاشته نوري بدست آمد. يعني از 6 موقعيت گلزني در كل مسابقه، 5 تايش روي ضربات شروع مجدد خلق شد!
6- به جز مبعلي كه بهترين بازيكن مسابقه لقب گرفت، غلامرضا رضايي هم عالي و بسيار جنگنده بازي كرد، فوق العاده پرتحرك بود. آندو هم از پس وظايف محول شده و نشده اش به خوبي برآمد و مهدي رحمتي هم طبق معمول بازيهاي ملي درخشش خوبي داشت. تعويض خلعتبري با شجاعي و نوري با مبعلي كه در جهت دوندگي بيشتر و حفظ نتيجه صورت گرفت، بسيار بجا بود و خلعتبري در صحنه اي نشات اكرم بلند آوازه را تحقير كرد كه نگاه زيرچشمي و غضب آلود اكرم را در پي داشت. تيم ما حتي در روزي كه مبعلي فراتر از حد انتظار ظاهر ميشود و آندو پاس گل ميدهد، هم خلاء يك پلي ميكر را حس ميكند، يكي مثل محرم كه اتفاقا" در دو ماه گذشته صلاحيتش براي پوشيدن پيراهن تيم ملي را نشان داده بود و جدا" حضور تكنسيني چون او ميتوانست شانس قهرماني ما را هم دوچندان كند. وقتي كسي در تيم نباشد كه پاسهاي نهايي را صادر كند، بالطبع تك مهاجم تيم هركس كه باشد خنثي به نظر ميرسد و تنها كاري كه از دستش برميايد دوندگي و عدم اجازه بازيسازي به مدافعين حريف است.
7- جالب است گزارشگري براي حمايت از تيم ملي و انجام مثلا" گزارش هاي حماسي پا به قطر گذاشته كه در چندماه گذشته در شبكه جام جم شديد ترين انتقادات(اغلب بي منطق) را عليه افشين قطبي سرازير كرده بود!